عبد الله قطب بن محيى

302

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

اشباه اين تكلف استقصا است در ابواب طهارت كه بعضى متقشّفه پيش مىگيرند تا يكى از ايشان بينى كه به يك سبوى آب ، وضو سازد و يكى را از ايشان بينى كه اگر سگى در كوچه بيند به زينهار آيد ، اگر به تطهير دل مشغول شدى از اخلاق ذميمه و احتراز از تلوّث به رجس سگ نفس بسيار او بهتر بودى و اگر او را از اين باب شغلى بودى خود به آن وساوس نمىپرداخت براى حرمان او است از كمال حسن اسلام كه مبتلا به چنين « ما لا يعنى » شده . و خداى خشنود باد از كسى كه مراتب هر چيز بداند و اهمّ فالاهمّ تقديم كند . نكند كه فرائض را ضايع گذارد « شغلا بالنّوافل » يا خود را فروگذارد « اشتغالا بالغير » و حق است بر كسى كه آنچه سهل بايد گرفت سخت گيرد كه آنچه سخت بايد گرفت سهل گيرد براى آنكه قوّه بيش [ از ] يكى نيست ، چون طاقت و قوّت خويش در آنچه زياده مسّ حاجت به آن نيست صرف كرد ، نوبهء آنچه مسّ حاجت به آن هست چون رسيد بىقوّه شد و به آن ايستادگى نمىتواند نمود و اين‌ها كه در طهارت ظاهر مبالغهء زايده دارند ، اكثر آن است كه از طهارت باطن محرومند و از اخلاق حميده عارى ، بدخو و ناسازگار و جفاكار و پرآزار مىباشند ، و آنان كه در رعايت دقايق توغّل زايد مىكنند ، اكثر آن است كه جلائل فروگذاشته‌اند ؛ و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 123 - [ خداى را عادت هست كه بعضى از ساكنان ارض را با خود آشنايى افكند ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و حبيب قلبى مولانا معين الملّة و الدّين ، عبد الغنى اغناه اللّه به عن غيره . اما بعد ، خداى را عادت هست كه بعضى از ساكنان ارض را با خود آشنايى افكند و ايشان دوستان خداى باشند در زمين ، ذكر خداى در زبان ايشان جاى داشته باشد و